محمد يار بن عرب قطغان

169

مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )

ذكر هاشم سلطان بن دوست محمد سلطان بن نوروز احمد خان بن سيونجك خان چون دوست محمد سلطان در بلدهء اخسى متوجه آخرت گشت ، پسرش هاشم سلطان تاج سلطنت بر سر نهاده ، به اتفاق ساير امرا بر جاى پدر نشست . و روزى چند در فترات « 1 » تاشكند اظهار اطاعت و اخلاص با صاحبقران سكندر اساس نموده ، كمر خدمتكارى برميان بربست . بدان جهت در ظل حمايت آن حضرت به كمال فراغت مىگشت . عاقبت بىجهتى از آن حضرت متوهم شده ، روى هزيمت به جانب كوه و دشت نهاد تا در خلال اين احوال به ملازمان پاينده بن محمد سلطان بن دوستم سلطان كه در آن وقت والى ولايت اخسيكت « 2 » بود دچار خورده ، به دست افتاد و سر او را بريده به پايهء سرير صاحبقران كشورگير فرستاد . ذكر امين سلطان بن براق خان بن سيونجك خان و بلدهء اندجان و مملكت فرغانه مدت مديد در قبضهء تصرف او بود و بر وجه احسن در ميان طوايف امم زندگانى مىنمود و در زمان قتل خسرو سلطان و محاصرهء كش با ساير برادران همراهى مىنمود . او « 3 » چهار پسر داشت : اول : مؤمن سلطان ، دوم : مهدى سلطان ، سوم : هادى سلطان ( 97 الف ) و چهارم : عادل سلطان . ذكر مؤمن سلطان بن امين سلطان و مؤمن سلطان در زمانى كه عمّش بابا سلطان با صاحبقران سكندرنشان محاربه نموده انهزام يافت ، مؤمن سلطان التجا و پناه به درگاه صاحبقران عالم‌پناه آورده ، در ظل تربيت آن حضرت اوقات به فراغت بسر مىبرد و ايالت مملكت اندجان به دستور سابق مفوض به او بود بلكه از غايت عاطفت حكومت تاشكند را ضميمهء ولايت اندجان فرمود . و چون بابا سلطان با بعضى از فرزندان كشته گرديد ، مؤمن سلطان از غايت وهم و هراس از درگاه صاحبقران

--> ( 1 ) . ت : فقرات . ( 2 ) . س : اخسكنت . ( 3 ) . س : « او » ندارد ، از نسخهء « ت » افزوده شد .